جاهای دیدنی ایران

هر آنچه که نیاز است در مورد قوم کرمانج بدانید!

تاریخ، فرهنگ، موسیقی و آیین‌ها

کرمانج‌های خراسان بخشی از جامعه کردهای ساکن شمال‌شرق ایران هستند که فرهنگ، موسیقی، گویش و آیین‌های آنان در طول چند سده با محیط اجتماعی و تاریخی خراسان پیوند خورده است. برای شناخت دقیق این جامعه، باید میان اطلاعات مستند تاریخی، روایت‌های محلی و ادعاهای بدون منبع تفاوت قائل شد.

تاریخ قوم کرمانج

کرمانج به چه معناست؟

«کرمانج» یا «کورمانج» یکی از نام‌هایی است که برای بخشی از کردهای خراسان به‌کار می‌رود. در منابع مختلف، شکل نگارش این واژه متفاوت است؛ اما در نوشته‌های مربوط به فرهنگ خراسان شمالی، معمولاً از کرمانج‌ها به‌عنوان یکی از گروه‌های مهم کرد ساکن این منطقه یاد می‌شود.

کرمانج‌های خراسان در نواحی مختلفی از استان‌های خراسان شمالی و خراسان رضوی زندگی می‌کنند. شهرهایی مانند بجنورد، شیروان، قوچان، اسفراین و فاروج از جمله مناطقی هستند که در معرفی فرهنگ کرمانجی خراسان بیشتر به آن‌ها اشاره می‌شود. با این حال، پراکندگی جمعیت کرمانج‌ها به مرزهای اداری امروز محدود نیست و در روستاها و نواحی پیرامون این شهرها نیز دیده می‌شود.

برای اقامت و بازدید از نواحی مرتبط با فرهنگ کرمانجی می‌توانید گزینه‌های اقامتی این شهرها را بررسی کنید:

پیشینه حضور کردها در خراسان
بر اساس مدخل «جوامع کرد خراسان» در دانشنامه ایرانیکا، حضور گسترده و سازمان‌یافته کردها در خراسان با دوره صفوی پیوند دارد. در این دوره، گروه‌هایی از قبایل کرد از نواحی غربی ایران به سمت خراسان منتقل و در بخش‌هایی از این منطقه اسکان داده شدند.

این جابه‌جایی‌ها در شرایطی انجام شد که حکومت صفوی با تهدیدهای مختلف در مرزهای شرقی و غربی ایران روبه‌رو بود. اسکان گروه‌های ایلی در خراسان، علاوه بر ایجاد جمعیت و نیروی نظامی در این ناحیه، به تقویت مناطق مرزی نیز کمک می‌کرد.

دانشنامه ایرانیکا از گروه‌هایی مانند شادلو، زعفرانلو و عمارلو در میان قبایل کرد خراسان نام می‌برد. درباره تعداد افراد منتقل‌شده، زمان دقیق برخی جابه‌جایی‌ها و جزئیات همه مراحل اسکان، میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد؛ بنابراین نمی‌توان همه روایت‌های رایج درباره مهاجرت کردها به خراسان را بدون ذکر منبع معتبر قطعی دانست.

در منابع معتبر بررسی‌شده، پیوند اصلی اسکان گسترده کردها در خراسان با سیاست‌های دوره صفوی است. ازاین‌رو، نسبت‌دادن این جابه‌جایی‌ها به یک شخصیت تاریخی مشخص، از جمله نادرشاه افشار، نیازمند سند جداگانه است و نباید بدون ارائه منبع معتبر
در مقاله تکرار شود.

کرمانج‌های خراسان شمالی و رضوی

کرمانج‌های خراسان در طول زمان، بخشی از هویت فرهنگی خود را در ارتباط با جغرافیای خراسان شکل داده‌اند. زندگی در نواحی کوهستانی و مرزی، ارتباط با گروه‌های فارسی‌زبان، ترک‌زبان و ترکمن و شکل‌گیری روابط اجتماعی در شهرها و روستاهای خراسان، باعث شده است فرهنگ کرمانجی این منطقه ویژگی‌های متنوعی داشته باشد.

به همین دلیل، نمی‌توان همه کرمانج‌ها را از نظر شیوه زندگی، پوشاک، موسیقی یا آداب اجتماعی یکسان دانست. برخی رسم‌ها ممکن است در یک روستا یا شهرستان رایج باشند، اما در منطقه‌ای دیگر با همان شکل اجرا نشوند. معرفی فرهنگ کرمانجی باید با توجه به تفاوت‌های محلی انجام شود و از تعمیم یک رسم محدود به همه کرمانج‌ها پرهیز کند.

موسیقی کرمانج

موسیقی کرمانجی و مقام «لَوی»

موسیقی از مهم‌ترین بخش‌های میراث فرهنگی خراسان است. یونسکو در سال ۲۰۱۰ «موسیقی بخشی‌های خراسان» را در فهرست نماینده میراث فرهنگی ناملموس بشریت ثبت کرد. بخشی‌ها راویان و نوازندگانی هستند که با ساز دوتار، داستان‌ها، روایت‌های تاریخی، اشعار و مقام‌های موسیقایی را اجرا می‌کنند.

دوتار سازی زهی با دسته‌ای بلند و دو سیم است و در موسیقی خراسان جایگاه ویژه‌ای دارد. بخشی‌ها ممکن است مقام‌های خود را به زبان‌های فارسی، کردی، ترکی یا ترکمنی اجرا کنند. این تنوع زبانی، بازتاب چندفرهنگی‌بودن منطقه خراسان است.

در توصیف رسمی یونسکو، مقام «لَوی» به‌عنوان مقامی عاشقانه و کهن معرفی شده که به کردهای کرمانج شمال خراسان نسبت داده می‌شود. بنابراین می‌توان گفت موسیقی کرمانجی بخشی از سنت گسترده موسیقی بخشی‌های خراسان است؛ اما نباید تمام موسیقی خراسان را به یک قوم یا یک زبان نسبت داد.

یونسکو همچنین در سال ۲۰۱۹ «مهارت‌های سنتی ساختن و نواختن دوتار» را در فهرست میراث فرهنگی ناملموس ثبت کرد. این ثبت نشان می‌دهد که دوتار تنها یک ساز موسیقایی نیست، بلکه مجموعه‌ای از دانش‌های مربوط به انتخاب چوب، ساخت ساز، شیوه نوازندگی و انتقال تجربه میان نسل‌ها را نیز دربرمی‌گیرد.

کشتی با چوخه در اسفراین

کشتی با چوخه یکی از شناخته‌شده‌ترین آیین‌های ورزشی و فرهنگی خراسان شمالی است. اسفراین، به‌ویژه گود زینل‌خان، از مهم‌ترین محل‌های برگزاری این رقابت‌ها به‌شمار می‌رود.

بر اساس گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی، مسابقات کشتی با چوخه در گذشته در ایام نوروز برگزار می‌شد و ۱۴ فروردین یکی از مهم‌ترین روزهای برگزاری یا روز پایانی رقابت‌ها در اسفراین بود. این گزارش، کشتی با چوخه را آیینی بهاری و ریشه‌دار در فرهنگ مردم خراسان شمالی معرفی می‌کند.

نام این کشتی از «چوخه» یا «چوخا» گرفته شده است؛ جامه‌ای ضخیم و پشمی که کشتی‌گیران هنگام رقابت می‌پوشند. در گزارش‌های مربوط به این آیین، به بستن شال به دور کمر و بالازدن شلوار تا بالای زانو نیز اشاره شده است.

بااین‌حال، لباس کشتی با چوخه را نباید بدون منبع کافی، لباس روزمره یا پوشش انحصاری همه کرمانج‌های خراسان معرفی کرد. این لباس در چارچوب همین آیین ورزشی معنا و کاربرد مشخصی دارد.

شیلوار

پوشش زنان

زنان کرمانج لباس‌هایی رنگارنگ و زیبا به تن می‌کنند که از بخش‌هایی مانند:

  • یاشار: یاشار به روسری حریر و بلند زنان کرمانج اشاره دارد که معمولا طرحی از پر طاووس روی آن خودنمایی می‌کند و دور گردن پیچیده می‌شود. البته کرمانج‌ها در گذشته به کلاهی که زیر روسری پوشیده می‌شد یاشار می‌گفتند و آن را با سکه‌های قدیمی تزئین می‌کردند.

    سربند: بخشی دیگر از پوشش زنان کرمانج سربند است. این سربند در واقع نوعی دستمال ساتن کوچک شبیه دستمال یزدی است که زنان کرمانج برای محکم‌کردن یاشار روی سر خود از آن استفاده می‌کنند.

    گراس: گراس نیز پیراهن بلندی است که پوشش زنان کرمانج را کامل‌تر می‌کند و کمر تا پایین آن از دو طرف برش دارد. در انتخاب رنگ و پارچه گراس باید تناسب خاصی رعایت شود.

    شیلوار: شیلوار بخش دیگر پوشش زنان کرمانج است که جذابیت بیشتری از سایر بخش‌ها دارد. این یک دامن چین چین مخمل به رنگ قرمز یا زرد است که بلندی آن تا زانو می‌رسد. شیلوار قرمز معمولا برای زنان متاهل و شیلوار زرد برای دختران مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  • جلیقه: جلیقه در پوشش زنان کرمانجی نیز اهمیت زیادی دارد و جذابیت بیشتری در پوشش آنها ایجاد می‌کند. این جلیقه معمولاً مخملی و قرمز رنگ است. سکه‌های قدیمی که به آن «دراو» می‌گویند، تزئینات روی این جلیقه هستند.

    چاروق: در کنار لباس زنان کرمانجی نوعی کفش محلی چرم به نام چاروق نیز استفاده می‌شود که پوشش محلی آنها را کامل می‌کند. چاروق جزئی از پوشش مردان این دیار نیز هست.

    زنان این دیار در کنار لباس محلی خود از زیورآلات نقره مانند گوشواره‌ و دستبند نیز استفاده می‌کنند.

پتاوه

پوشش مردان

مردان کرمانجی نیز از یک پوشش سنتی بسیار جذاب استفاده می‌کنند که از چهار بخش تشکیل شده است. در ادامه درباره هر بخش توضیحاتی مختصر می‌دهیم.

پیراهن: پیراهن سنتی مردان کرمانج به رنگ قرمز یا سفید است. معمولاً از جنس ساتن است و دو طرف آن چاک‌دار است. البته برخی از مردان رنگ سفید آن را می‌پوشند و دور تا دور یقه و مچ‌های آن نواردوزی شده است.

کمربند: کمربند یکی دیگر از بخش‌های پوشش مردان کرمانج است و اغلب تزئیناتی هماهنگ با تزئنات پیراهن آنها دارد. این کمربند علاوه بر زیباتر کردن پوشش مردان از خستگی آنها حین کار روزانه می‌کاهد و بخشی از آن آویزان است.

شلوار: این یک شلوار مشکی کاملاً ساده و راسته است که مردان حین پوشیدنش آن را از زانو به پایین داخل جورابی بافته شده از جنس پشم قرار می‌دهند.

پتاوه: پتاوه یکی پارچه بلند کتان به طول یک متر و عرض 20 سانتی‌متر است که مردان کرمانج در پوشش خود از آن استفاده می‌کنند. این پارچه بلند و باریک دورتادور ساق ‌پا را پوشش می‌دهد و توسط ریسمان‌هایی به صورت ضربدری محکم می‌شود. در بخشی از این پارچه که معمولا در معرض دید قرار دارد، تزئیناتی دوخته می‌شود.

چاروق: چاروق در پوشش سنتی مردان نیز نقش اساسی دارد و در کنار جوراب پشمی آنها خیلی به چشم می‌آید. بد نیست بدانید که چاروق‌های زنانه و مردانه به طور کامل در طراحی و تزئینات متفاوت هستند. چاروق از صنایع دستی استان خراسان شمالی به حساب می‎آید و در حال حاضر کارگاه‌های سنتی قوچان و بجنورد بهترین چاروق‌ها را می‌دوزند.

عروسی کرمانج ها

فرهنگ کرمانجی؛ ترکیبی از روایت، موسیقی و زندگی اجتماعی

فرهنگ کرمانجی خراسان فقط به یک لباس، ساز یا مراسم محدود نمی‌شود. زبان و گویش، موسیقی بخشی، داستان‌گویی، آیین‌های نوروزی، ورزش‌های سنتی، روابط اجتماعی و شیوه زندگی روستایی و عشایری، در شکل‌گیری این فرهنگ نقش داشته‌اند.

موسیقی دوتار و روایت‌های بخشی‌ها، امکان انتقال داستان‌ها و خاطرات جمعی را از نسلی به نسل دیگر فراهم کرده است. کشتی با چوخه نیز علاوه بر جنبه ورزشی، در بسیاری از مناطق خراسان با دیدارهای نوروزی، گردهمایی مردم و نمایش توانایی جوانان ارتباط داشته است.

شناخت این فرهنگ زمانی دقیق‌تر خواهد بود که پژوهشگران و نویسندگان، اطلاعات تاریخی را از روایت‌های شفاهی جدا کنند، برای ادعاهای مهم منبع ارائه دهند و از نسبت‌دادن ویژگی‌های یک منطقه به همه کرمانج‌ها خودداری کنند.

کرمانج‌های خراسان؛ میراثی زنده در شمال‌شرق ایران

کرمانج‌های خراسان بخشی مهم از تنوع فرهنگی ایران هستند. حضور تاریخی آنان در خراسان، موسیقی دوتار و مقام‌های بخشی، پیوند با آیین‌هایی مانند کشتی با چوخه و استمرار زندگی فرهنگی در شهرها و روستاهای خراسان شمالی و رضوی، این جامعه را به یکی از گروه‌های فرهنگی اثرگذار در شمال‌شرق ایران تبدیل کرده است.

معرفی کرمانج‌ها باید بر داده‌های مستند، روایت‌های محلی قابل‌بررسی و احترام به تفاوت‌های درون‌منطقه‌ای استوار باشد. در چنین رویکردی، هم ارزش میراث فرهنگی کرمانج‌های خراسان بهتر دیده می‌شود و هم از تکرار ادعاهای تاریخی اثبات‌نشده جلوگیری خواهد شد.

منابع


  1. Encyclopaedia Iranica، مدخل «Khorasan xvii. The Kurdish Communities of Khorasan»

  2. Encyclopaedia Iranica، مدخل «Kurdish Tribes»

  3. یونسکو، «Music of the Bakhshis of Khorasan»

  4. یونسکو، تصمیم ثبت موسیقی بخشی‌های خراسان

  5. یونسکو، «Traditional skills of crafting and playing Dotār»

  6. خبرگزاری میراث فرهنگی، «کشتی با چوخه، سنتی ریشه‌دار در فرهنگ مردمان خراسان شمالی»

اگر علاقه‌مند هستید تا بیشتر با فرهنگ و ریشه‌های این قوم اصیل آشنا شوید، بد نیست تا نگاهی به شجره‌نامه کرمانج‌های خراسان بیاندازید.

نمایش بیشتر

سپنجا

سپنجا، جایی برای رسیدن به آرامش، مجله گردشگری سپنجا رو دنبال کنین تا با بهترین و بکر ترین مناطق ایران آشنا بشین تا یه روز خاص کنار شومینه توی کلبه چوبی که از سپنجا رزرو کردین به آرامش برسین، من میخام ذهن شمارو با مطالبم قلقلک بدم

نوشته های مشابه

1 دیدگاه

  1. این لاطائلات چیه…رستم چشمگزک چه سمیه…کرمانج ها به همراه سوران ها و کلهر ها از زمان ساسانیان توی خاک ایران کنونی حضور داشتن
    کرمانج ها برای جنگ با کسی به خراسان نرفتن
    وقتی که پادشاهی عثمانی به خاک ایران حمله کرد و بخش اعظم مناطق کوردنشین رو اشغال کرد کرمانج های سلماس و ارومیه و خوی و ماکو(کوردهای شکاک) توی مرزهای ایران باقی موندن و کرمانج های آگری و حکاری و وان و… بخشی از خاک عثمانی شدن…هم مرز بودن این مردمان هم‌زبان باعث میشد قوای خودشون رو متحد کنن و برای بازپسگیری مناطق اشغالی با عثمانی وارد جنگ بشن…دولت بی‌کفایت و بی‌عرضه صفوی هم برای جلوگیری از این اتفاق به جای سعی در پس‌گرفتن خاک از دست رفته کوردهای کرمانج رو به خراسان و گیلان و گلستان و شیراز تبعید کرد تا اتحادشون رو از بین ببره و رضایت عثمانی رو جلب کنه

    برای تطهیر کردن صفویان بی‌لیاقت تاریخ رو دستکاری نکنین لطفا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا