همه چیز درموردسفر مارکوپولو به ایران

سفر مارکوپولو به ایران

همانطور که می‌دانید مارکوپولو یک تاجر، ماجراجو و نویسنده مشهور ایتالیایی بود. او با کتاب «سفرهای مارکوپولو» شناخته شده است. او در این کتاب به شرح تجربیات و سفرهای پرماجرای خود به ایران نیز پرداخته است. سفر مارکوپولو به ایران در جوانی او رخ داد. زمانی که جوانی ماجراجو بود و رویاهای بزرگی در سر داشت. روزی تصمیم گرفت چمدانش را ببندد و از فرصت دیدن ایران نیز استفاده کند. ماجراهای مارکوپولو اینگونه آغاز شد.

کاوشگر ونیزی، در تلاش برای کاوش و تجارت، از میان کوه‌ها، دریاها و بیابان‌ها گذشت و راهی مسیری شد تا غرب را به شرق متصل کند. مسیری که از آب و خشکی، کوه‌ها و دره‌ها عبور می کند، از ده‌ها قلمرو می‌گذرد و اروپای غربی را به سرزمین‌های شرق آسیا متصل می‌کند. یکی از نقاط دیدنی برای عبور، ایران بود… کشوری با بیش از ۲۰۰۰ سال تاریخ، تمدن و فرهنگ غنی که مارکوپولو فرصت کشف آن را از دست نداد. با ما در سپنجا همراه شوید تا ببینیم این ماجراجوی ونیزی از کدام شهرهای کشورمان دیدن کرده و چگونه آنها را توصیف کرده است.

مارکوپولو کیست؟

در قرن سیزده میلادی یکی از مشهورترین کاشفان و بازرگانان جهان، مارکوپولو، در ونیز ایتالیا به دنیا آمد. او از خانواده‌ای بازرگان بود که به دلیل سفرهای متعدد و فرهنگ‌های متفاوتی که با آن مواجه می‌شدند، ذهنی باز داشتند. ماجراجویی در خانواده مارکوپولو غیرعادی نبود. بنابراین، زمانی که مارکو تصمیم گرفت به همراه پدر و عمویش به گشت و گذار در کشورها بپردازد، از حمایت خانواده‌اش برخوردار شد. سفر مارکوپولو به ایران را از دست ندهید.

مارکوپولو شیفته چین، فرهنگ آن، امپراتوری چین و کالاهای آن بود. بنابراین، مارکو و خانواده‌اش تصمیم گرفتند از طریق جاده ابریشم، شبکه‌ای که برای بازرگانان و مشاغل ساخته شده بود، به این کشور سفر کنند. سفر به چین باعث شد مارکوپولو از برخی کشورهای دیگر مانند ترکستان، هند و ایران دیدن کند. مارکوپولو و خانواده‌اش در طول سفر توسط امپراتوری‌ها و مردم مختلف مورد احترام بودند. اما وقتی برگشتند به زندان رفت. او به دلیل فرماندهی یک گالری ونیزی در جنگ علیه جنوا دستگیر شد.

مارکوپولو تصمیم گرفت خاطرات سفرهایش را بنویسد و هم بندش که دستی بر قلم داشت به او کمک کرد تا برنامه سفرش را در دوران زندان تکمیل کند. سرانجام مارکوپولو برنامه سفر خود را به سایر مسافران و کاوشگران داد. مارکوپولو در دی ماه ۱۳۲۴ در سن ۶۹ سالگی درگذشت.

سفر مارکوپولو به ایران

ایران در دوران ماجراجویی‌های مارکوپولو چگونه بود؟

سفر مارکوپولو به ایران مصادف بود با حکومت سلسه ایلخانی. در واقع زمانی که مارکوپولو در قرن سیزدهم به ایران سفر کرد، این کشور توسط سلسله ایلخانی اداره می‌شد. در آغاز این سلسله پیشرفت هنر ایرانی کاهش یافت. هر اثر هنری مانند معماری و نقاشی از سلسله‌های قبل از ایلخانیان الهام گرفته و شکل گرفته است. با این حال، ایلخانیان کم کم با شناخت بهتر فرهنگ ایرانی، سبک خود را وارد هنر ایرانی کردند. مینیاتور ایرانی یکی از هنرهایی است که با الهام از نقوش چینی توسط ایلخانیان به هنرمندان ایرانی معرفی شده است.

همچنین زوایای شهری شهرهای مختلف در مورد هنر و معماری تغییر کرد. در میان آن شهرها، پایتخت آن زمان ایران، تبریز، مورد توجه ویژه قرار گرفت و به یکی از زیباترین و شهرهایی تبدیل شد که می‌توانستید در آن زندگی باکیفیتی داشته باشید. این زیبایی‌ها توجه مارکو را به خود جلب کرد که در سفرنامه‌اش از تبریز نام می‌برد.

ماجراهای مارکوپولو در ایران

قبل از ماجراجویی و سفر مارکوپولو به ایران ، سفرنامه‌های زیادی درباره این کشور نوشته نشده بود. بنابراین، ماجراجویی مارکوپولو در ایران برای خودش و ایران چیز خاصی بود. اگرچه تمرکز اصلی سفرنامه مارکو چین است، اما آنچه او درباره ایران نوشت برای تاریخ ایران ارزشمند است. بسیاری از کتاب‌های تاریخی در دوره‌های زمانی مختلف در ایران از بین رفتند، بنابراین خواندن آنچه مارکوپولو در مورد این کشور می‌گفت، اطلاعات ارزشمندی درباره ایران در اختیار ما قرار می‌دهد.

مارکوپولو از غرب وارد ایران شد و از شهرهایی مانند کردستان دیدن کرد. سپس به مرکز ایران رفت و کرمان و یزد را کاوش کرد. ماجراجویی‌های او تا جنوب ایران، هرمز و سپس شرق ادامه یافت. توصیف مارکوپولو از شهرهایی که بازدید کرده نشان می‌دهد که ایران چقدر جالب بوده است.

این مطلب را هم بخوانید
راهنمای جامع و کامل سفر به ایلام

بیایید بیشتر بر آنچه که ماجراهای مارکوپولو درباره ایران به ما می‌گوید تمرکز کنیم.

مارکو در ایران

سفر مارکو به تبریز

اولین شهری که مارکوپولو از آن دیدن کرد، تبریز است که پایتخت ایران بوده است. مارکو تبریز را شهری با موقعیت مکانی عالی توصیف می‌کند که به نفع آن است. شاید جذاب‌ترین بخش سفر مارکوپولو به ایران ، بازدید از تبریز باشد. او توضیح می‌دهد که موقعیت تبریز، واردات کالا به این شهر را آسان می‌کند، بنابراین بازرگانان هند، عراق و اروپا می‌توانند به راحتی با این شهر ارتباط برقرار کنند.

سپس مارکو ادامه می‌دهد: در تبریز همه دارند کار خودشان را می‌کنند. مردم محلی پارچه‌های گرانبها را از ابریشم می‌سازند و به بازرگانان می‌فروشند. همانطور که مارکوپولو می‌گوید، در تبریز می‌توانید بهترین مرواریدهایی را که بازرگانان می‌فروشند و می‌خرند را پیدا کنید. در این شهر تجار لاتین تبار زیادی وجود دارند و کسانی که به فکر کسب و کار هستند می‌توانند موفقیت خود را در تبریز تضمین کنند.

یکی از جاذبه‌هایی که توجه مارکو را به خود جلب کرد، صومعه‌ای نزدیک شهر بود که راهبان در آن کمربندهای پشمی می‌بافتند. این کمربندها می‌توانند کمر شما را گرم نگه دارند و درد را کاهش دهند، بنابراین در بین مردم مرسوم هستند و همه دوست داشتند یکی داشته باشند.

مارکو در تبریز

سفر مارکوپولو به ایران | ساوه

در سفرنامه‌های مارکوپولو آمده است که وی بعد از تبریز، وارد ساوه شده است. در آن زمان ساوه  یکی از شهرهای پررونق ایران بوده و از حدود ۴۶ روستا نیز برخوردار بوده است. جالب است بدانید مارکوپولو در این سفر، پیگیر پیدا کردن سه مغ یا روحانی زرتشتی می‌شود که حتی اهالی ساوه هم درباره آنها چیزی نمی‌دانستند. گویا این سه روحانی از نخستین کسانی بودند که راجع‌به تولد حضرت عیسی می‌دانستند و حتی برای دیدار با او به اورشلیم نیز رفته بودند.

این تاجر، نویسنده و ماجراجوی ایتالیایی از قلعه آتش یکی از جاذبه‌های این شهر نیز یاد کرده و آن بسیار جذاب انگاشته است. مارکو همچنین با تعدادی از پیروان زرتشت در این مکان ملاقات کرده بود و در سفرنامه خود نوشته است که ایرانیان برای روشن نگه داشتن آتش مقدس همیشه در تلاش هستند. او در این سفرنامه به تجربه تلخی که از برخورد با راهزنان این منطقه داشته نیز حرف زده است.

سفر مارکو به کرمان

در سفر مارکوپولو به ایران کرمان نیز توجه او را به خوبی جلب کرد. با خواندن سفرنامه مارکوپولو و دانستن خاطرات او از ماجراجویی‌هایش در ایران، می‌توان تصور کرد که کرمان یکی از مکان‌های مورد علاقه او در ایران بوده است. کرمان وجه دیگری از زندگی در شهری ایرانی را به مارکو نشان داد. او از قنات‌ها عبور کرد که تونل‌هایی در زمین هستند تا آب را به سطح زمین بیاورند. مارکو قنات‌ها را رودخانه نامید و مجذوب این سیستم زیرزمینی شد.

مارکوپولو در کنار شهر کرمان از مردم آن هم صحبت کرد. وی خاطرنشان کرد: زنان کرمانی در سوزن دوزی خبره هستند، زیرا با ابریشم‌های با ارزش پارچه‌های شگفت انگیزی می‌سازند و به آن نگین می‌افزایند.

برای اجاره سوئیت در کرمان روی لینک کلیک کنید.

مارکو در کرمان

ورود مارکوپلو به شهر یزد

شهر یزد که در چهارراه جاده ابریشم نشسته است، همچون واحه‌ای از کویر برهوت ایران بیرون می‌آید. این شهر که تقریباً به طور کامل از خاک رسی سنگین ساخته شده است، قرن‌ها در آب و هوای گرم و خشک از طریق معماری نوآورانه خود شکوفا شده است. با تبدیل منابع محدود به فرصت، یزد به یک مرکز ثروتمند و قدرتمند برای فرهنگ، مذهب و تجارت تبدیل شد و بناهای باشکوه آن هنوز هم شکوهمند هستند. در میان جواهرات خیره کننده کویر می‌توان به مساجد کاشی کاری شده پر زرق و برق، بازارهای شلوغ و هزارتوی عظیم از خیابان‌های خاکی اشاره کرد.

ماجراجویی و سفر مارکوپولو به ایران او را به یزد آورد. این شهر کاملاً با ونیز زادگاه مارکوپولو متفاوت است. هوای گرم و خشک و کویرهای جذاب اطراف یزد قطعاً دوست داشتنی است. مارکو اشاره کرد که پس از ترک کرمان پس از هشت روز به یزد رسید و تنها سه مهمانسرای برای مسافران وجود داشت. مارکو تحت تأثیر این شهر قرار گرفت و گفت که هفت روز طول می‌کشد تا از آن عبور کنید. معماری منحصر به فرد یزد، بادگیرهای خشتی آن و خانه‌های سنتی این شهر می‌تواند هر مسافری را به خود جذب کند.

مارکوپولو هنگام کاوش در مناطق اطراف یزد شاهد چیز خارق العاده‌ای بود. او در مورد موجود زنده باستانی سرو ۲۵ متری ابرکوه نوشته است. اگر به یزد سفر کنید همچنان می‌توانید از این درخت اسرارآمیز و جذاب دیدن کنید.

این مطلب را هم بخوانید
آشنایی با بهترین مکان های قم

سرو ابر کوه یزد

مارکو شیفته سبک زندگی متفاوت مردم در هرمز

سفر مارکوپولو به ایران او را به جزیره هرمز هم کشاند. ماجراهای مارکوپولو در ایران باعث شد تا از چهار فصل این کشور دیدن کند و شاهد تنوع فرهنگ، سبک زندگی و فضای ایران باشد. وقتی به هرمز رسید، بندر تجاری ایران و کشتی‌هایی را دید که کالاها را جابجا می‌کردند. مارکوپولو نوشت: کشتی‌هایی که مردم هرمز برای تجارت از آنها استفاده می‌کنند در آب خطرناک هستند. زیرا کشتی‌ها را با چوب غیر قابل انعطاف بدون استفاده از میخ می‌سازند. زیرا با داشتن میخ در آن، چوب مانند یک تکه خاک از هم جدا می‌شود. مواد دیگری که مردم محلی در کشتی‌ها استفاده می‌کنند دارای منابع طبیعی مانند روغن ماهی به جای قیر هستند که به نظر مارکو برای محافظت از کشتی‌ها آنقدر قوی نبودند.

مارکوپولو همچنین از محلی‌های هرمز می‌گوید که رژیم‌های غذایی متفاوتی نسبت به آنچه او تجربه کرده بود داشتند. همانطور که مارکو می‌گوید، مردم محلی خرما و ماهی را به عنوان غذای اصلی خود می ‌ورند.

مارکوپولو در کردستان و کرمانشاهان

سفر مارکوپولو به ایران او را به کردستان و کرمانشاهان هم برد. او در سفر به ایران و گذر از نواحی غربی، با تعداد زیادی از کوردهای ایرانی برخورد کرد و حتی با آنها هم‌نشین شد. او در مورد این مردم اضهار داشت که آن‌ها مردمی غیور و بازرگانانی دانا و بسیار کاربلد هستند. او به وفور نعمت در شهرهای ایران نیز اشاره داشته است و دلیل آن را نیز زیبایی زنان ایرانی دانسته است. سرزمین کردستان‌ به تعریف مارکوپولو سرزمینی با قصبه‌های سنگی در دل کوه‌های پیش‌آمده و پر چین و شکن است.

مارکو در کردستان

گزارش مارکوپولو درباره اسماعیلیه در ایران

اسماعیلیان گروهی بودند که شخصی به نام حسن صباح فرمانده‌ای آنها را بر عهده داشت. در واقع این حکمت پس از فتح قلعه الموت توسط حسن صباح پایه‌گذاری شد و مرکز فرمانده‌ای آن نیز در کوهستان الموت در استان قزوین بود. مبارزه با خلفای بنی عباس و قبایل مغول، عمده فعالیت این دولت بود. این‌طور شنیده می‌شود که مارکوپولو در سفر خود به ایران گزارشی درباره این حکومت نوشته است که در آن از شاخص‌ترین فرمانده آن یعنی حسن صباح نام برده است. او از حسن صباح با عنوان پیر کوهستان یاد کرده و او را علاءالدین نامیده است. سفر مارکوپولو به ایران همچنان ادامه دارد.

او همچنین در مورد پیر کوهستان نوشته است که او در دل یک دره، باغی زیبا ساخته است که در هر گوشه از آن کاخی دیده می‌شود. کاخ‌هایی بزرگ و کوچک که آراسته با پرده‌های ابریشم و نقوش زیبا و کارهای دستی جذاب هستند. همچنین نهرهایی از عسل، شیر و آب در داخل این کاخ‌ها جاری بود و دوشیزگان زیبارو در داخل آنها به خواندن آواز و نواختن موسیقی مشغول بودند.

مارکو از تعدادی غلام نیرومند در داخل این کاخ‌ها نیز نام برده و درباره آنها اینگونه نوشته است که آن‌ها دسته دسته با تریاک بی‌هوش می‌شدند و به باغ می‌رفتند و زمانی که حسن صباح یا پیر کوهستان آنها را می‌خواست برای کشتن کسی دستور می‌داد تا او را با تریاک به حالت خلصه ببرند و از باغ خارج کنند. برای برگشتن به باغ نیز باید هر کاری که از آنها خواسته شده بود انجام می‌دادند. این حکومت سرانجام توسط هلاکوخان سرنگون شد.

قلعه الموت

در سفر مارکوپولو به ایران چه چیز بیشتر از هر چیزی مورد توجه او بود؟

مارکوپولو توصیف‌های زیبایی از شهرهای مختلف کشورمان کرده است که اگر آنها را یکبار دیگر با دقت بخوانید، متوجه خواهید شد که مسائل اقتصادی بیشتر از هرچیزی توجه او را جلب کرده بود. در واقع اولین چیزی که در بدو ورود به شهرها مورد توجه او قرار گرفته است، شغل اکثریت مردم و داد و ستدهای بین بازرگانان بوده است.

سخن آخر…

مارکو در این سفر از شهرهای معروف ایران دیدن کرد. او در قرن سیزدهم با فرهنگ‌ها و مذاهب مختلف در ایران آشنا شد. داستان مارکو الهام‌بخش ماجراجویان بی‌شماری برای سفر و دیدن جهان است. بعدها افراد زیادی سعی کردند راه او را دنبال کنند و زیبایی‌ها و شگفتی‌هایی را که مارکوپولو در کتابش توصیف می‌کند، ببینند.

ماجراجویی‌های مارکوپولو در ایران مسافران زیادی را برانگیخت تا خودشان این کشور را کشف کنند. شما همچنین می‌توانید سفر خود را شروع کنید و از نقاط مختلف ایران دیدن کنید.

درباره “همه چیز درموردسفر مارکوپولو به ایران” بیشتر بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *