بزرگداشت حکیم خیام نیشابوری روز 28 اردیبهشت نام گذاری شده است.

حکیم خیام نیشابوری متولد 28 اردیبهشت سال 427 در شهر نیشابور می باشد.

خیام در سال 517 هجری قمری چشم از جهان فرو بست.

خیام نیشابوری

زندگینامه خیام نیشابوری

عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری یکی از حکیمان و ریاضی دانان و شاعران بزرگ ایران در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم می باشد.

به علت اینکه شغل پدرش خیمه دوزی بوده است به او خیام می گفتند.

خیام به دو زبان عربی و فارسی شعر می سرود و کتابهای زیادی در علوم مختلف نوشته است.

حکیم عمر خیام را بیشتر به دلیل اشعارش می شناسند.

خیام را به لقب های بزرگی مانند : امام ،حجة الحق ،فیلسوف نامیده اند.

عمر خیام در زمان سلجوقیان زندگی می کرد.

حکیم عمر خیام جزء بزرگترین دانشمندان زمان خود به حساب می آمد.

از نظر هوش فوق العاده بوده و حافظه ای قوی داشت.

عمر خیام نیشابوری به یادگیری علم و دانش پرداخته و در فلسفه ،نجوم و ریاضی مقام های بلندی به دست آورده است.

حکیم خیام نیشابوری به دلیل علم و دانش زیادی که به دست آورده بود ،ملکشاه سلجوقی وی را نزد خود خواند و حکیم عمر خیام را در صدر نشاند.

یکی از کارهایی که خیام در نزد ملکشاه انجام داد نگارش تقویم جلالی بود.

تقویم جلالی که امروزه در بین ایرانیان رواج دارد ،ازاعتبار زیادی برخوردار است ،که تاکنون کمتر به آن ایرادی وارد شده است.

آثار حکیم عمر خیام نیشابوری

1.میزان الحکمه

2.رساله الکون و التکلیف

3.رباعیات خیام

4.لوازم الامکنه

5.القول علی اجناس التی بالاربعا

6.رساله فی براهین علی مسائل الجبر و المقابله

7.رساله فی شرح ما اشکل من مصادرات کتاب اقلیدس

8.رساله ای در بیان زیج ماکشاهی

خیام

چند بیت خیام

برخیز و مخور غم جهان گذران

خوش باش و دمی به شادمانی گذران

در طبع جهان اگر وفایی بودی

نوبت به تو خود نیامدی از دگران

اگر قصد سفر به نیشابور دارید سایت سپنجا اقامتگاه بومگردی ،منزل مبله ،سوئیت مبله و … را در نیشابور دارد که شما عزیزان می توانید از طریق سایت یا اپلیکیشن سپنجا اقامتگاه مورد نظر خود را رزرو کنید و با خیال آسوده سفر کنید.

 

روز بزرگداشت ابوالقاسم فردوسی را به روز 25 اردیبهشت اختصاص داده اند.

بد نیست گاهی وقت ها هم به تقویم نگاهی بیندازیم و بی تفاوت از کنار بعضی روزهای سال نگذریم.

25 اردیبهشت ،روز بزرگداشت مردی است که زندگیش را صرف فرهنگ و ادب سرزمینمان کرد و برای همیشگی بودن زبان پارسی تمام عمر خود را گذاشت.

شاهنامه فردوسی

زندگی فردوسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی ،در سال 329 هجری قمری در توس خراسان متولد شد.

فردوسی دهقان زاده بود و در دوره سامانیان زندگی می کرد.

کارشناسان بسیاری گفته اند که فردوسی اثر زیبای خود ،شاهنامه را از سی سالگی شروع به سرودن کرده است.

فردوسی شاهنامه را بعد از 30 سال به پایان رساند.

شاهنامه فردوسی بسیار ارزشمند است و به همین دلیل از فردوسی به عنوان بزرگترین سراینده پارسی گو یاد می کنند.

به حکیم ابوالقاسم فردوسی استاد سخن ،حکیم توس و حکیم سخن نیز می گویند.

البته اثرهای به جا مانده از فردوسی فقط به شاهنامه ختم نمی شود ،از آثار دیگر فردوسی می توان به :

مثنوی یوسف و زلیخا و هجو نامه ای در نکوهش سلطان محمود غزنوی نام برد.

حکیم ابوالقاسم فردوسی در سال 416 قمری چشم از دنیا فرو بست.

آرامگاه وی در باغی در توس قرار دارد ،و دارای آرامگاهی با معماری هخامنشی و ایرانی هست و هر ساله مردم زیادی از آرامگاه فردوسی بازدید می کنند.

شاهنامه

 

شاهنامه فردوسی

شاهنامه فردوسی اثری حماسی و منظوم مشتمل بر 60000 بیت است که ارزش زیادی برای مردم دارد.

در شاهنامه سه بخش وجود دارد:

1-پهلوانی :از خیزش کاوه آهنگر تا مرگ رستم

2-اسطوره ای :از روزگار کیومرث تا پادشاهی فردین

3-تاریخی :از پادشاهی بهمن و پیدایش اسکندر تا گشایش ایران به دست اعراب

شاهنامه بزرگترین کتاب پارسی است و امروز مورد توجه بسیاری از جهانیان قرار گرفته و به زبان های مختلف دنیا ترجمه شده است.

شاهنامه فردوسی

مراسم های 25 اردیبهشت

برنامه های بسیاری در 25 اردیبهشت در کشور برگزار می شود تا یاد فردوسی برای همیشه برایمان زنده بماند.

از جمله این برنامه ها ،مراسم شاهنامه خوانی ،رفتن به آرامگاه فردوسی ،البته لازمه بدونید که در این روز ،رفتن به آرامگاه فردوسی برای تمامی دوستدارانش رایگان می باشد.

ابوالقاسم فردوسی یکی از شاعران بزرگ ایران است که به این راحتی نمی توان از کنار نامش گذشت و خدمتی که به کشورمان کرده است.

به مناسبت این روز بزرگ بد نیست سفری چند روزه به شهر فردوسی داشته باشید.

سایت سپنجا اقامتگاه هایی رو توی این شهر داره که می تونید از طریق سایت سپنجا اقامتگاه مورد نظرتون رو رزرو کنید و آسوده خاطر سفر کنید.

 

 

 

15 اردیبهشت روز شیراز نامگذاری شده است.
شیراز یکی از شهرهای فرهنگی و تاریخی ایران است.
شهری که باغ های زیبا و طبیعت شگفت انگیز دارد.
شیراز شهری است که قدمت تاریخی دارد ،نه تنها گردشگران داخلی بلکه گردشگران خارجی زیادی وارد این شهر می شوند.
15 اردیبهشت روز شیراز در تقویم ،در میان شهرهای ایران فقط به این شهر اختصاص داده شده است.
در روز شیراز مراسم ها و برنامه های زیادی برگزار می شود که جذابیت زیادی دارد.

اردیبهشت شیراز

اگر در اردیبهشت ماه گذرتان به شیراز افتاده باشد ،می دانید که در این ماه چقدر سرسبز و پر از گل های زیبا و خوشبو می باشد.
به خصوص عطر بهار نارنج در باغ های شیراز ،این شهر را مانند بهشت کرده است.
نام اردیبهشت که می آید شیراز در ذهن همه تداعی می شود.
خیلی ها منتظرند اردیبهشت برسد و سفری به شیراز داشته باشند.

روز شیراز
مراسم های روز شیراز

شهر شیراز پر از رمز و راز و تاریخ می باشد ،طبیعت شیراز مدت ها الهام بخش شاعران بوده است.
شاید افراد کمی از 15 اردیبهشت روز شیراز اطلاع داشته باشند ،برای همین مراسم زیادی در این روز برگزار نشده است.
البته یکی از مراسم دیدنی و جذابی که در 15 اردیبهشت روز شیراز انجام می شود ،به پرواز در آوردن بالون های رنگارنگ در این شهر است.
12 بالون از کشورهای اروپایی فرستاده بودند و همزمان به پرواز درآوردند.
دیدن این صحنه بسیار تماشایی و جذاب است.

روز شیراز

هدف از برگزاری مراسم روز شیراز

هدف از برگزاری این مراسم ها ،معرفی آثار تاریخی شیراز و همچنین سنت ها و آداب و رسوم شیراز است.
در هفته شیراز برنامه هایی مانند جشن بادبادک ها ،پیاده روی خانوادگی ،رایگان شدن اتوبوس برگزار می شود.
این برنامه ها فقط مختص روز شیراز نیست و در بقیه ایام سال هم برگزار می شوند.
هر گردشگری که این روزها وارد شیراز می شود با سر زدن به اماکن تاریخی مراسمی را می بیند.
ارگ کریمخان زند ،نمایشگاهی از عکس های شیراز قدیم دارد ،
در این بنای زندیه همچنین نمایشگاه فرش دستباف وجود دارد ،که اطلاعات شما را در این زمینه بالا می برد.
در حافظیه ،15 اردیبهشت روز شیراز نمایشگاه کتاب و خوشنویسی اشعار حافظ برگزار می شود.
۱۵ اردیبهشت روز شیراز را از دست ندهید ،مقدمات یک سفر چند روزه را بچینید.
نگران جای اقامت خود نباشید ،از طریق سایت سپنجا اقامتگاه مورد نظر خود را رزرو کنید و آسوده خاطر سفر کنید.

عجب آب و هوایی داره شیراز
پسین دلگشایی داره شیراز
پسین دلگشا و صبح سعدی
عجب شاه چراغی داره شیراز

محمد بهمن بیگی ایران را به عنوان پدر آموزش عشایر می شناسند.

محمد بهمن بیگی در ایل قشقایی در خانواده محمود خان کلانتر تیره بهمن بیگلو از طایفه عمله در سال 1299 متولد شد.

دوران تحصیل محمد بهمن بیگی

محمد بهمن بیگی هشت ساله بود که پدرش برای نامه نویسی هایش یک منشی استخدام کرد.

محمد دو سال نزد آن منشی درس خواند و الفبای درس را آموخت.

محمد بهمن بیگی ده ساله بود که پدرش را به تهران تبعید کردند که در راستای سیاست تضعیف عشایر و تخته قاپوی اجباری محکوم کردند.

مادرش را نیز شش روز بعد از تبعید پدرش ،به دلیل فراهم کردن آذوقه برای عشایر مخالف دولت ،به تهران تبعید کردند جایی که پدرش تبعید شده بود.

محمد بهمن بیگی همراه مادرش از کوهدشت به تهران تبعید شدند و در مدرسه علمیه تهران مشغول تحصیل شد.

پس از اینکه دوره دبیرستان را به اتمام رساند وارد دانشکده حقوق شد و در سال 1321 کارشناسی حقوق را به اتمام رساند.

محمد بهمن بیگی با معرفی یکی از سران ایل قشقایی به آمریکا رفت و بعد از مدتی بازگشت.

بهمن بیگی مدتی را در بانک مشغول به کار شد ،از آنجا که در شهر و در کارهای اداری دوام نیاورد پس از مدتی به ایل بازگشت.

محمد بهمن بیگی

شروع فعالیت محمد بهمن بیگی

محمد بهمن بیگی در ادامه فعالیت های خود به آموزش و پرورش رو آورد ،و چادر سیاه آموزش عشایر را از سال 1331 برپا کرد.

محمد بهمن بیگی نخستین آموزگار عشایر ایرانی بود که می توانست در هشت ماه از تابستان و زمستان به مردم ایلش درس بدهد.

همچنان که تقاضا برای برپا کردن مدرسه افزایش می یافت ،در ابتدا آموزش و پرورش گمان می کرد که چنانچه ایلات اسکان نداشته باشند ،تاسیس مدارس امکان پذیر نیست.

محمد بهمن بیگی به سفارش یک دوست ،می دانست که آمریکایی ها می توانند به او کمک کنند.

در همان زمان یک برنامه همکاری فنی و اقتصادی با عنوان اصل چهار در ایران شروع شده بود.

سفارش دوست ایشان باعث شد که محمد بهمن بیگی با مدیر کل اصل چهار در استان فارس دیداری داشته باشد و توسط آقای گیگن روند کارها را سرعت بخشد.

به دلیل اینکه نتوانستند در عشایر افراد با سوادی برای آموزش پیدا کنند ،

آموزگاران دیپلمه شهری را به هوای استخدام رسمی و دادن امکانات لازم برای آسایش آن ها به سوی ایل می کشاندند.

بعد از گذشت مدت یک سال متوجه شدند این آموزگاران نمی توانند در میان عشایر زندگی کنند و هنگام کوچ با آن ها کوچ کنند.

بهمن بیگی جمله معروفی دارد ؛بچه شهری در ایل می ترسید و آب می شد و سگ زرد را شغال می دید.

پس از آن به فکر چاره افتاد که از خود ایل داوطلب بگیرد و آن ها را آموزش بدهد و برای آموزگاری آماده کند.

تعداد زیادی آدم داوطلب شدند و محمد بهمن بیگی همه آن ها را امتحان می کرد که حساب و سواد داشته باشند.

بعد از انتخاب آن ها را به کدخدا می سپرد و ماهی 90-80 تومان دستمزد تعیین کرده بود.

بهمن بیگی

دوران بازنشستگی محمد بهمن بیگی

محمد بهمن بیگی دانشسرای تربیت معلم عشایری را بنیان گذاری کرد.

بهمن بیگی طی 26 سال سرپرستی آموزش عشایر را به عهده داشت.

دوران بازنشستگی محمد بهمن بیگی به ثبت خاطره ها و تجربه های او در زندگی و کار با عشایر و آموزش و پرورش گذشت و چند کتاب در قالب داستان های گیرا و خواندنی نوشته است.

کتاب های محمد بهمن بیگی

1.بخارای من ایل من

2.عرف و عادت در عشایر فارس

3.به اجاقت قسم

4.اگر قره قاچ نبود

5.طلای شهامت

محمد بهمن بیگی روز 11 اردیبهشت 1389 بر اثر عفونت ریوی در 90 سالگی در گذشت.

 

 

۲۵ فروردین ماه روز بزرگداشت عطار نیشابوری

25 فروردین ماه در تقویم ایران،روز بزرگداشت عطار نیشابوری نام گذاری شده است.

شیخ عطار نیشابوری یکی از عارفان و شاعران پر آوازه ایرانی است که در سال 540 هجری قمری در نیشابور متولد شد.

او در ابتدا به داروسازی و داروشناسی که از پدرش آموخته بود مشغول بود و به عطاری و درمان بیماران می پرداخت و بعد ها به شعر و عرفان روی آورد.

آثار او در دو دسته منظوم و منثور جای می گیرد.

از آثار او می توان به اسرار نامه ،الهی نامه ،تذکره الاولیا ،خسرونامه ،مختارنامه ، دیوان اشعار ،منطق الطیر و … اشاره کرد.

آثار او به دلیل گیرایی ،بی تکلف بودن و روان بودن جز برترین آثار ادبیات فارسی به شمار می روند و استفاده از مثل ها و بیان داستان و حکایات، از دیگر جاذبه های آثار او می باشد.

کمتر کسی است که نام منطق الطیر عطار،که یکی از شاهکار های ادبیات فارسی است را نشنیده باشد.

عطار در این منظومه با به کار بردن نیروی تخیل خود و استفاده از راز و رمز های عرفانی به زیباترین شکل ممکن مقصود خود را بیان می کند.

عطار نیشابوری

 

منطق الطیر

مقامات الطیور که با نام منطق الطیر شناخته می شود ،داستان گروهی از مرغان است که برای جست و جو و یافتن سیمرغ که به نوعی پادشاه آن ها محسوب می شود ،راهی سفری دور و دراز می شوند.

در نهایت ماجرا فقط سی مرغ باقی می مانند ، آنگاه متوجه می شوند که سیمرغ اصلی در وجود خود آن ها نهفته است و اینگونه راز خلقت را در می یابند و از خود شناسی به خدا شناسی  می رسند.

طولانی ترین داستان این کتاب ،حکایت شیخ صنعان است که حدود 480 بیت دارد و سرگذشت عشق و دلدادگی پیرمردی زاهد به نام صنعان به دختری ترسا را بیان میکند.

عطار از معدود شاعرانی است که در طول زندگی خود ،شعری در وصف هیچ امیر و یا پادشاهی نسروده است .

همچنین او قسمتی از عمر خود را در سفر گذراند و از مکه تا ماورالنهر را به مسافرت پرداخت و در این سفر بسیاری از مشایخ و بزرگان زمان خود را زیارت کرد.

 

عطار در سال 618 هجری قمری در هنگام قتل عام مردم نیشابور به دست سربازان مغول جان باخت و علاوه بر این تمام آثار او سوزانده شد.

آثاری که امروزه از او در دسترس است ،تنها آثاری است که قبل از حمله مغول به سایر شهرها برده شد.

هر ساله ،25 فروردین در آرامگاه او که در محله شادیاخ در جنوب شرق نیشابور واقع است ، برنامه های عطار شناسی برگزار می شود.

 

هفت شهر عشق را عطار گشت                 ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

 

راستی! سپنجا حتی تو شهر نیشابور هم اقامتگاه داره! اگر قصد سفر به شهر و دیار عطار رو دارین ، اگر قصد سفر به نیشابور دارید برای سفری راحت تر اقامتگاه های ما در نیشابور رو فراموش نکنین.

شب یلدا یا شب چله، آخرین روز در ماه آذر و فردای آن اولین روز زمستان است. ایرانیان باستان بر این باور بودند که فردای یلدا با دمیدن خورشید، روزها طولانی تر و تابش نور ایزدی افزایش می­یابد.ازین رو آخرین روز آذر را شب زایش خورشید نامیدند و برای آن جشن بزرگی برپا میکردند.

یلدا

برپایی جشن یلدا به اندازه زمان تعیین فصول قدمت دارد. این سنت باستانی از پیروان میتراییسم از هزاران سال پیش در ایران برگزار میشده و به معنی تولد خورشید یا میترا یا همان مهر است. در گذشته برای درامام بودن از خطر اهریمن، خانواده ها دور هم جمع شده و با برافروختن آتش از خورشید طلب برکت میکردند. سنت برپایی شب یلدا، خوردن آجیل های مخصوص،هندوانه، انار و شیرینی است.

که نماد برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی است. در هر شهر و دیار خوراکی های شب یلدا متفاوت و هماهنگ با شیوه زندگی آن منطقه است، اما هندوانه میوه ای است که در همه جای ایران در ضیافت یلدا از قلم نمی افتد. ایرانیان بر این باور بودند که اگر در شب چله مقداری هندوانه بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک، سرما و بیماری بر آنها غلبه نخواهد کرد.

یلدا در شهرهای مختلف

در شیراز مردم در شب یلدا با خویشان و آشنایان به شب زنده داری و خوردن تنقلات شب یلدا میپردازند.

در آذربایجان مردم هندوانه چله( چیله قارپوزی) میخورند و باور دارند با خوردن هندوانه لرز و سرما به تن آنها راه نمیابد.

قارپوزی
قارپوزی

در اردبیل رسم است که در شب یلدا مردم، چله بزرگ را قسم میدهند که به آنها سخت نگیرد و تنقلاتی همچون گندم برشته(قورقا) و هندوانه را در شب یلدا تهیه میکنند.

در تبریز، شب یلدا عاشیق ها می­نوازند. عاشیق ها خنیاگران محلی هستند که اشعار و موسیقی آنها برگرفته از موسیقی مردمی است. در حین اجرا فی البداهه قصه میگویند و شهر می­سرایند و ساز میزنند.

مردم گیلان خوردن هندوانه در شب یلدا را دلیلی برای عدم تشنگی در تابستان میدانند و بر این باورند که در زمستان سرما را حس نخواهند کرد. میوه ای که در گیلان حتما در شب یلدا خورده می­شود آکونوس نام دارد. میوه ازگیل را با روش خاصی نگهداری و در زمستان مورد مصرف قرار میدهند.

روایت است که در گذشته مردم کرمان تا صبح به انتظار قارون افسانه ای می نشستند تا در لباس هیزم شکن برای خانواده های فقیر هیزم می آورد. این هیزم ها به طلا تبدیل و برای آن خانواده ثروت و برکت به همراه می آورد.

در لرستان مردم شب یلدا گندم شیره می­خورند. گندم را در شیره می خیسانند و با نمک و زردچوبه روی ساج برشته میکنند و با خلال بادام، گردو، کشمش، سیاه دانه و کنجد مخلوط میکنند و می خورند.

قورقا
قورقا

دورهمی ها انجام صله ارحام در یلدا موجب افزایش صمیمیت و محبت در خانواده و آشنایان می شود و کدورت ها را از بین می برد پس علاوه بر زنده نگه داشتن آیین پیشینیان باعث بوجود آمدن حس و حال مثبت در روح و جان انسان می شود.

شیخ اجل، سعدی شیرازی می­فرماید

هر که مجموع نباشد به تماشا نرود

یار با یار سفرکرده به تنها نرود

باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش

صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود

بر دل آویختگان عرصه عالم تنگست

کان که جایی به گل افتاد دگر جا نرود

هرگز اندیشه یار از دل دیوانه عشق

به تماشای گل و سبزه و صحرا نرود

به سر خار مغیلان بروم با تو چنان

به ارادت که یکی بر سر دیبا نرود

با همه رفتن زیبای تذرو اندر باغ

که به شوخی برود پیش تو زیبا نرود

گر تو ای تخت سلیمان به سر ما زین دست

رفت خواهی عجب ار مورچه در پا نرود

باغبانان به شب از زحمت بلبل چونند

که در ایام گل از باغچه غوغا نرود

همه عالم سخنم رفت و به گوشت نرسید

آری آنجا که تو باشی سخن ما نرود

هر که ما را به نصیحت ز تو می‌پیچد روی

گو به شمشیر که عاشق به مدارا نرود

ماه رخسار بپوشی تو بت یغمایی

تا دل خلقی از این شهر به یغما نرود

گوهر قیمتی از کام نهنگان آرند

هر که او را غم جانست به دریا نرود

سعدیا بار کش و یار فراموش مکن

مهر وامق به جفا کردن عذرا نرود